نامه بلوچی پابرهنه به آیت الله خامنه‌ای

جناب رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران.. اگر بیش از نیمی از جمعیت 75 ملیونی کشور روزانه با دشنامی، یا نفرین و دعای بدی یا پیامک طنز و مسخره‌ای انزجار و نفرت خویش را از جنابعالی اعلام می‌کنند.. واگر جمهور جوانان میهن با ریختن به خیابانها شما را دیکتاتور صدا زده مرگ را برایت آرزو می‌کنند.. و اگر روشنفکران و صاحبان قلم و اندیشمندان کشور در نوشته‌هایشان کاسه خشم و غضب خود را بر سر جنابعالی می‌کوبند.. من از روی شفقت و دلسوزی برایت می‌نویسم… نه به این خاطر که از شما خوبی دیده‌ام!.. من بلوچی پابرهنه‌ام که بجرم بلوچ و سنی بودنم از زیر تیغ شمشیر جلادان شما فرار کرده، سالهاست در هجرت به سر می‌برم. فرزند همان کسی هستم که چون حضرتعالی به مدرسه مولانا شهداد (رحمه الله) در سرجو سراوان پناه آورده بودی، در کنارت بود و از شما پذیرایی می‌کرد. کسی که با مهمانوازی از شما مرگ؛ کمترین هدیه ساواک، را به جان خریده بود. البته شما جواب نیکیهایش را فراموش نکردید. چون بر عرش شاهی نشستید جلادان خود را فرستادید تا به خانه‌اش یورش برده، پسرش را به کهریزک برند، ولی خدا او را از زیر چنگال خون آشامتان نجات داد. حال آن مرد و خانم پیرش در داغ دوری جگر گوشه‌یشان به بیماری قلب و فشار خون و مشکلات روانی مبتلا گشته‌اند.. باز هم چون نمک خانه ما را خورده‌ای، از روی نمک شناسی هم که شده دلسوزانه برایت می‌نگارم.. جناب رهبر؛ علی خامنه‌ای… در این روزهایی که شما را تا قبر چند قدمی بیش نمانده، گذر عمر و پیری همه نیروی عقلی و جسمی را از شما ربوده، آیا بهتر نیست مهار مملکت را به دست جوانان آگاه داده، در کنار فرزندان و نوه‌های خود در آرامش کامل زندگی بسر بری؟! یا اینکه گمان می‌کنی در بین 75 ملیون ایرانی یک نفر شایسته چون شما نیست که ناخدای کشتی شود؟! اگر چنین است پس از مرگ شما این ملت چه خاکی بسرشان بریزند؟! جناب مقام رهبری.. سخنی گهربار از رسول اکرم r چند روزی است مرا بسیار در خود فرو برده، احساس می‌کنم خداوند از شما نفرت دارد و بر شما خشم گرفته است!.. پیامبر خدا r می‌فرمایند: چون خداوند بر کسی خشم گرفت، جبریل را صدا زده بدو می‌گوید: ای جبریل من از فلانی متنفرم. تو نیز او را دوست مدار. آنگاه جبریل از آن شخص متنفر می‌شود. سپس در بین ساکنان آسمانها صدا می‌زند؛ پروردگارتان از فلان شخص متنفر است از او بیزار شوید. آنگاه فرشته‌ای سر از آسمان بیرون کشیده در بین زمینیان فریاد می‌زند؛ خداوند از فلان شخص متنفر است از او متنفر شوید. اینجاست که خشم و نفرت از او همه جهان را فرا می‌گیرد!.. چون به وضع شما می‌نگرم، و صدای ملتهای دنیا را به زبانهای مختلف می‌شنوم که برایت آرزوی مرگ می‌کنند و نفرین و دعاهای بدشان بر علیه شما کوش فلک را کرد کرده، بزودی پرده آسمان را خواهد درید، دلم بحالت می‌سوزد. جناب مقام رهبری.. این آخرین فرصت شماست.. نگذار ملک الموت غافلگیرت کند و تنها فرصت توبه را از تو برباید.. بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی بازآ جناب رهبر.. بیا از گذشته‌ات به درگاه پروردگارت توبه کن.. ملت ایران بسیار عاطفی و احساساتی و فراموش کار و با گذشت است. بیا مرد مردانه در مقابل این ملت بایست و بگو: «به شما خیلی بد کرده‌ام، هدفم نیکی بوده ولی شیطان مرا به بیراهه برده است. هر آنچه خودم و فرزندان و خویشانم از بیت المال برده‌اند را به شما برمی‌گردانم. مرده‌ها که رفته‌اند، خداوند آنها را بیامرزد. من برای اثبات توبه صادقانه خود از رهبری کنار می‌روم، و به همه جنایتهایم اعتراف می‌کنم و پرده از چهره ننگ هامانها و قارونها و قابیلها و سربازان ظلم و ستم و جنایت برمی‌کشم، تا ملت آنها را به سزای اعمالشان برساند.. تنها می‌خواهم در کنار شما ملت عزیز و در سرزمین ایران شرافتمندانه چشم از جهان بربندم.. از من درگذرید و توبه مرا بپذیرید..». من به شما قول می‌دهم این ملت بزرگ شما را خواهد بخشید، و از خونهایی که ریخته‌اید و از مال و ثروت و کشوری که به تاراج داده‌اید در خواهد گذشت. این ملت را قلبی است به پهنای کرانه‌های گسترده صحرای خشک و بی‌آب و علف کویر و بلوچستان، تنها با صداقت می‌توانی در دلهای آنها لانه کنی… جناب رهبر.. می‌دانم که توبه برایت بسیار سخت است. می‌دانم که آه مظلومان ستمدیده، و خون تر شهیدان گلگون کفن، و اشکهای یتیمان، و شیوه بیوه زنان، و ناله هم‌میهنان بی‌خانمان، عقلت را مسخ کرده، توفیق توبه و بازگشت را از تو ربوده است و «.. إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ »{ خداوند گروه ستمگران را هرگز هدایت و راهنمایی نمی‌کند}. با این وجود خواستم با این نامه مراتب دلسوزیم و نمک شناسیم را ابراز کنم شاید نوشته‌ام باعث شود انسانی ـ هر چند بزرگترین جنایتکار تاریخ معاصر باشد ـ از آتش سوزان جهنم رهایی یابد.. چرا من پیک نجات هستم و آتش سوزان جهنم را برای هیچ کسی تمنا ندارم.. والسلام علی من اتبع الهدی

Advertisements
نوشته شده در كل مطالب. Leave a Comment »

ممانعت از برگزاری دیدار دانشجویان اهل‏سنّت با علما

سنى نيوز: مسئولین استان سیستان و بلوچستان به شدت با برگزاری جلسه دینی – فرهنگی دیدار دانشجویان اهل‏سنّت کشور با علما واندیشمندان مخالفت کردند و متاسفانه مذاکرات صورت‏گرفته در این خصوص که همراه با تهدید و ارعاب بود، بی‏نتیجه ماند.

به گزارش پایگاه اطلاع‏رسانی سنی‏آنلاین، از برگزاری دیدار دانشجویان اهل‏سنّت کشور با علما و اندیشمندان که قرار بود روز پنج‏شنبه دوازدهم اسفند در حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان برگزار شود، ممانعت بعمل آمد، لذا مسئولیت دارالعلوم زاهدان ضمن پوزش از دانشجویان عزیز و گرامی که قصد شرکت در این دیدار خداپسندانه را داشتند، اعلام می‏دارد که نشست یاد شده به فرصتی دیگر در آینده موکول می‏شود (إن شاءالله).

هر ساله هزاران دانشجوی اهل‏سنّت از سراسر کشور، در آغاز تعطیلات نوروزی دانشگاهها، به صورت خودجوش و با برنامه‏ریزی بین خود، به حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان و مسجد جامع مکی می آمدند تا دیداری با علما واندیشمندان، خصوصا شیخ‏الاسلام مولانا عبدالحمید داشته باشند.

این دیدارها با سابقه چندین ساله در راستای بیداری دینی و اسلامی در قشر دانشگاهی و جهت تشویق و ترغیب دانشجویان به تلاش هر چه بیشتر برای تقویت بنیه علمی برگزار گردیده و حاوی پند و اندرز مخلصانه علما و اندیشمندان دینی و دانشگاهی، ارائه مقالات علمی از طرف دانشجویان و تجلیل از نخبگان دانشجویی اهل‏سنّت بوده که بسیار مفید و مثمرثمر واقع شده است.  

این نوع جلسات و دیدارها، کمترین حق آزادی دینی و مذهبی است که در قانون اساسی کشور آمده است،  و سلب آزادی‏های مشروع اهل‏سنّت مسلّماً تبعات ناگواری برای وحدت و برادری اسلامی درپی خواهد داشت.

فریادهایی که امروزه از خاورمیانه بلند می‏شود نتیجه سلب آزادی‏های مشروع و مدنی آن جوامع است که آنان را به واکنش وادار کرده است.

گفتنی است، اهل‏سنّت ایران همواره از برخوردهای سلیقه‏ای و تبعیض‏آمیز نگران بوده و از عدم رعایت آزادی‏های مذهبی و حقوق شهروندی رنج می برند و برخی افراد با اهل‏سنّت چنان برخورد تحقیرآمیز می‏کنند که گویا آنها از شهروندان اصلی کشور نیستند.  اخیرا این مشکلات و برخوردهای تبعیض‏آمیز افزایش پیدا کرده است؛ روزی نمازخانه‏ای در شهرهای بزرگ پلمب می‏شود و عملاً از نماز جلوگیری بعمل می‏آید و روزی دیگر در بخش آزادی‏های مذهبی دخالتی صورت می‏گیرد و متاسفانه در کشور ما گوش شنوا وجود ندارد و حرف مردم شنیده نمی‏شود.

«وإلی الله المشتکی»

نوشته شده در كل مطالب. Leave a Comment »
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: